|
این نیز بگذرد پادشاهي حكيم شهرش را فراخواند و از اون خواست كه جمله اي را برايش بنويسد كه در همه ي لحظات آرامش بخش و تسلاي روحش باشد.حكيم انگشتر پادشاهي را خواست تا جمله اي رو درون آن بنويسد و با او شرط كرد كه فقط در لحظه اي كه واقعا به ان احتياج دارد آن را باز كند. چندي بعد ميان پادشاه و همسايه جنگي در گرفت،جنگي سخت كه بايد به دشواري از عهده ي آن بر ميامدند.متاسفانه جنگ رو به شكست مي رفت و پادشاه خسته و درمانده در بالاي تپه اي به دام افتاد و در اوج نااميدي به ياد انگشترش افتاد،ان را گشود و در آن نوشته شده بود:اين نيز بگذرد.با خواندن اين جمله جان تازه اي گرفت و با تمام نيرو به جنگ و مبارزه ادامه داد و سرانجام سربلند و پيروز به ديارش بازگشت.در شهر مردم جشن مفصلي گرفتند و او را غرق گل و شادي كردند،پادشاه در پوست خود نمي گنجيد و غرق در غرور و تكبر بود،در اين حال نيز به ياد انگشترش افتاد و آن را باز كرد و ديد:اين نيز بگذرد...
درسهايي از نهج البلاغه: *ناتوانترين افراد كسي است كه از بدست آوردن دوست عاجز باشد و ناتوانتر از او كسي است كه دوستاني كه پيدا كرده نتواند نگه دارد. *چون دنيا به كسي روي آورد،خوبيهاي او به نام او و بديهاي او به نام ديگران تمام مي شود. *آنكه در كارها سستي به خرج دهد عبه بزرگي و شرف نمي رسد. *گناهي كه تو را افسرده كند ،نزد خدا بهتر از ثوابي است كه تو را به خودپسندي وا دارد. |
|
شبی بر سر مد اي شنيدم كه شبي بر سر مُد*** دختري با پدرش بود به جنگ پدر از روي نصيحت مي گفت*** كه نكن پيروي از راه فرنگ مرو از خانه برون بي چادر*** بر تن خويش مكن دامن تنگ اي بسا گرگ كه در جامه ي ميش***بهر صيد تو نوازد آهنگ نكنند اين دغلان از دغلي*** بهر اغفال تو يك لحظه درنگ دختر از روي تعرض گفتش ***آنچه تو گويي بود جمله جفنگ باش خاموش دگر ياوه مگو*** كه تو پيري و بري از فرهنگ مدتي شد سپري زين جريان*** تا كه يك شب پسري گوش به زنگ با سخنهاي زيبنده ي عشق*** با بيانات دل انگيز و قشنگ همچو آهو به سخن رامش كرد*** از ره حيله چو روباه زرنگ گوهر غفلت او را زد و برد***كرد دامان وي آلوده به ننگ همچناني كه به خود مي باليد*** زير لب زمزمه كرد اين آهنگ صيد با پاي خود افتاد به دام*** مرغ با ميل خود افتاد به چنگ |
|
نفس گرم كدامين عيسي سخن از معجزه ايران است . سخن از صاعقه خشم و خروش سخن از خشم گره خورده اين شيران است كز قفس هاي هزاران ساله رسته و آزادند . از شكوهي كه در اين نهضت بود . موج گسترده كه اين دعوت داشت يك جهان مات و سراسيمه و سرگردانند مردم زنده و بيدار جهان با نگاهي نگران ميگزند از سر حيرت انگشت همه هر روز زهم ميپرسند : ناگهان ... نفس گرم كدامين عيسي بر تن مرده صد ساله اين خلق دميد يد بيضاي كدامين موسي عقل را از سر فرعون بپراند عشق و اخلاص كدام ابراهيم آب بر آتش نمرود بريخت يا كه اعجاز چه روح اللهي با سر انگشت مسيحايي خويش پيكر مرده و افسرده اين ايران را به خداوند قسم ، بار دگر احيا كرد آن كدام آذر بود آن كدام آتش بر خواسته از سينه خاكستر بود ، كه چنين محشر بي سابقه اي بر پا كرد اينك از پيكر پر تاب و تب ميهن ما كه بپا كرده چنين نهضت گسترده و ژرف قصه ها ساخته اند همه جا ورد زبانهاست كه : ايران ! ايران ! اين شماييد كه با هم همه جا شعر شهادت خوانديد بر بلنداي زمان ، پرچم سرخ ظفر بنشانديد پس از آن ظلمت طولاني شب ، اينك اين خانه خون باخته ميهن مان كه پر از عطر بهاران گرديد اينك اي ملت آگاه و رشيد ! چشمهاتان روشن دستهاتان پربار گامهاتان نستوه قلبهاتان با هم |
|
خداوندا ! توفيق ده جز به مقام قرب تو نينديشيم و جز به جاه و جلال تو دل نبنديم جز منصب رضاي تو آرزو نكنيم خدايا ! خداوندا! مهربانا !
خداوندا ! من كيستم كه تو را خواهم چون از قيمت خود آگاهم، از هرچه ميپندارم كمترم و از هر دمي كه مي شمارم بدترم پرودگارا ! تو آنی که آنی ، من آن خواهم که دانم ،تو آنم ده که باید. |
|
هو الرئوف باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است باز اين چه نوحــه و چه عــــزا و چـــه ماتم است
معلــــــــم زينب و درســــــــــش جنونه الفباي كلاسش حاء و سين و ياء و نونه دوباره محرم اومد .ماهي كه در عين اينكه غم و غصه داره عشق به تمام معنا خودشو نشون مي ده ماهي كه يه عالمه زيبايي توش موج مي زنه .ماهي كه آدم رو زنده مي كنه .ماهي كه آدم بوي خدا رو توش احساس مي كنه ماهي كه آدم عشق واقعي رو توي بدن پاره پاره اكبر و حلق بريده اصغر و فرق شكافته علمدار وسر بريده عزيز دل زهرا مي بينه .محرم ماه پيروزي خون بر شمشيره .محرم ماه حسين و عباسه .محرم ماه عشقبازي با خداست محرم ماه ناله هاي رباب و ضجه هاي بچه هاست .محرم ماه خطبه هاي كوبنده عمه زينب و درهم كوبيده شدن يزيديهاس .محرم ماه پيوستن سه ساله گوشه خرابه به باباس.محرم ماه حريت آزاده هاس .محرم ماه حجله عروسي اكبر وقاسمه .محرم ماه جانفشاني عبدالله بن حسن براي عمو جونه.محرم ماه دلتنگي بچه ها براي عموعباسه. محرم ماه مشك دريده و دست بريدس . محرم ماه ديدن قتلگاه از بالاي تل زينبيس. محرم ماه غربت كنج خرابه و سر بريدس. محرم ماه قتلگاه و بدن بدون سر برادره .محرم ماه عطشه ماه سقاي تشنه لب كنار شط فرات. محرم ماه زيباي شهادته محرم ماه هفتاد و دو جان بر كف و عاشقه.محرم ماه نماز ظهر عاشوراس. محرم ماه تير سه شعبه و حنجر ظريف شش ماهس.محرم ماه اسارت و غربت بچه هاس. محرم ماه سرهاي روي ني به دنبال كاروان كربلاس. محرم ماه معرفي عاشوراس محرم ماه قربانگه كربلاس.محرم ماه اسبهاي تازه نعل شده و بدن پاره پاره حسين زير سم اسبهاس.محرم ماه رشادت عباس و قامت رشيد علمدار نينواس.محرم ماه عشقه محرم ماه خون و قيامه ومحرم ماه حسين و عباس و اكبرو قاسم و عبدالله و اصغره .محرم ماه............... خدا محرم امام حسين اومد بيايم توي اين ماه از خدا ديده هاي پر اشك بخوايم .از خدا بخوايم كه پيام واقعي اين ماه رو درك كنيم.از خدا بخوايم كه جزو عزادارن واقعي اباعبدالله باشيم..... توروخدا هركي توي مجالس عزاي عزيز زهرا شركت كرد و حالي پيدا كرد من رو هم از دعاي خير فراموش نكنه التماس دعا .يا علي مدد |





