تبليغاتX
خدایا یاریم کن...

بسم الله الرحمن الرحيم .... اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن .... صلواتك عليه وآله ... في هذه الساعه و في كل ساعه .... وليا و حافظا .... و قائدا و ناصرا .... و دليلا و عينا .... حتي تسكنه ارضك طوعا .... و تمتعه فيها طويلا.
   
     
 
 

41- نيايش، در طلب پرده پوشى و نگهدارى

(41) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السّلَامُ فِي طَلَبِ السّتْرِ وَ الْوِقَايَةِ:

اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَفْرِشْنِي مِهَادَ كَرَامَتِكَ، وَ أَوْرِدْنِي مَشَارِعَ رَحْمَتِكَ، وَ أَحْلِلْنِي بُحْبُوحَةَ جَنّتِكَ، وَ لَا تَسُمْنِي بِالرّدّ عَنْكَ، وَ لَا تَحْرِمْنِي بِالْخَيْبَةِ مِنْكَ.
وَ لَا تُقَاصّنِي بِمَا اجْتَرَحْتُ وَ لَا تُنَاقِشْنِي بِمَا اكْتَسَبْتُ، وَ لَا تُبْرِزْ مَكْتُومِي، وَ لَا تَكْشِفْ مَسْتُورِي، وَ لَا تَحْمِلْ عَلَى مِيزَانِ الْإِنْصَافِ عَمَلِي، وَ لَا تُعْلِنْ عَلَى عُيُونِ الْمَلَإِ خَبَرِي‏
أَخْفِ عَنْهُمْ مَا يَكونُ نَشْرُهُ عَلَيّ عَاراً، وَ اطْوِ عَنْهُمْ مَا يُلْحِقُنِي عِنْدَكَ شَنَاراً
شَرّفْ دَرَجَتِي بِرِضْوَانِكَ، وَ أَكْمِلْ كَرَامَتِي بِغُفْرَانِكَ، وَ انْظِمْنِي فِي أَصْحَابِ الْيَمِينِ، وَ وَجّهْنِي فِي مَسَالِكِ الْ‏آمِنِينَ، وَ اجْعَلْنِي فِي فَوْجِ الْفَائِزِينَ، وَ اعْمُرْ بِي مَجَالِسَ الصّالِحِينَ، آمِينَ رَبّ الْعَالَمِينَ.

ترجمه :
خدايا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و بسترهاى اعزاز خود را برايم بگستران، و مرا به شريعه‏هاى رحمتت در آور، و به آغوش بهشت خود وارد ساز، و به راندن از خويش مرنجان، و به نااميدى از خود محروم مكن، و در گرو اعمالم مكش، و بر رفتارم خرده مگير، و رازم را آشكار مكن، و سرم را فاش مساز. و عملم را به ميزان عدالت مسنج و باطنم را پيش برگزيدگان خلق آشكار مدار، آنچه را كه انتشارش بر من ننگ است از ايشان بپوشان و آنچه را كه مرا پيش تو رسوا كند، از نظر ايشان در هم نورد. به رضاى خود درجه‏ام را بلند كن، و به آمرزش خود عزتم را كامل ساز، و مرا در زمره اصحاب يمين در آور، و در راههاى ايمنان ببر، و در گروه رستگاران قرار ده، و مجالس صالحين را بوسيله من آباد ساز دعايم را مستجاب فرماى. اى پروردگار جهانيان.

  لینک | ادامه متن...چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386| 10:15 |نویسنده:لیلا  | 

 عيد شريف مبعث

بر امت بزرگ اسلامى و شما دوست عزيز مبار ك باد

                             

جهان، آبستن بزرگترين حادثه حيات خويش است. چشم زمين، از ديدن زشت‏ترين چهره آدم، نابينا و گوش آسمان از شنيدن كريه‏ترين آوازهاى جهالت، ناشنوا و زمان، بدترين ثانيه‏هايش را از پستوى لحظات بيرون كشيده است

صبر، بردبارى‏اش را از كف داده و تاب تحمّل بار سنگين ذلّت برايش ناممكن شده است. شب از ديدن سياه‏ترين چهره بشر، وحشت زده از خواب برمى‏خيزد و روز در سياهى اوهام شب‏پرستان، چونان مار غاشيه، در خود مچاله شده است

غم و اندوه، يتيم آستانه دل‏هاى دردمند است، و حسرت، خيمه سياهش را بر سينه‏هاى چا ك چا ك گسترده، و آه، پرنده‏اى است كه در آسمان بى كسى پرواز مى‏كند و بيچارگى بشر را آواز مى‏دهد. ناله بى‏پناهان و ضجّه بردگان با همهمه زوزه مستانه شهوت پرستان قريش، درهم آميخته و محيطى وحشت زا پديد آورده است. بشر به اوج توحش رسيده و با زنده به گور كردن دختران، ترس جاهلانه را در پشت توجيه احمقانه‏اش مخفى مى‏كند

خداوند، جهان را به سپيده دم آزادى نويد مى‏دهد. پلاس پوسيده جهالت و ندامت را از تن انديشه و عمل بشر بيرون مى‏كشد و جهانيان را مهمان زيباترين سفره كرمش مى‏سازد، و محمد (صلى‏الله‏عليه‏وآله) را با سبدى پر از ميوه‏هاى رحمت، به خانه‏هاى ستم‏سوخته بشر مى‏فرستد. همگان را به خوان يكتاپرستى مى‏خواند. كامشان را با شهد آزادى، شيرين و نامشان را با خلعت آزادگى، رنگين مى‏كند. در دل‏هاشان تخم ايمان مى‏پاشد و از اعمالشان خوشه تقوا درو مى‏كند. درهاى خدعه و نيرنگ، شكسته و بازار ناجوانمردى، بسته و بوستان صفا و صداقت، شكوفا گشته و پيامبر رحمت (صلى‏الله‏عليه‏وآله) در يـك دست، خورشيد رسالت و در دست ديگر، ماه هدايت را به جهانيان هديه مى‏كند

چه زيباست چادر سبز رسالت بر آسمان آبى هدايت، و چه ديدنى است پرواز كبوتران شرف بر قلّه جوانمردى. چه تماشايى است در سپيده‏ دم آزادى، خراميدن غزال‏هاى آزادگى در وسعت انسانيت. چشمه خشكيده شرف، پر آب و باران محبت، زمين تر ك خورده عاطفه را سيراب ساخته است. روح همدردى در كالبد بى جان بشر دميده و عصبيت قومى، جايش را به همدلى مى‏دهد.  

  لینک | ادامه متن...پنجشنبه هجدهم مرداد 1386| 18:22 |نویسنده:لیلا  | 

   

            

فرخنده میلاد کعبه زاد حماسه و مهرورزی، مولود کعبه،  مولی الموحدین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام بر ییروانش خجسته باد.

             پرده به یکسو شد و درب حرم باز شد           حریم بیت الهی جلوگه راز شد

 

نور علی زان میان بر همه آفاق شد               زهره به رقص آمد و کوه در آواز شد

 

غریو تکبیر خاست ارض و سما شاد شد         زبان کروبیان به حمد حق باز شد

 

قلب ابوطالب و فاطمه خوشحال شد                 فاطمه بنت اسد صاحب آن ناز شد

 

هزار حمد وثنا؛ خدای منت نهاد

مژده که مولا علی پای به دنیا نهاد

                                     

ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که امشب علي (ع) مي آيد!...

...13 رجب سال سي ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي آوردند، آن گاه که ديوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علي اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت هاي خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق طلبي اش را از ميان کفرها و نفاق به گوش جان هاي عاشقان برساند و پرواز شور آفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد.

مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.

« جملاتی از امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مناجات »

إلهي! کَفَي بِي عِزّاً أن أکُونَ لَکَ عَبداً
خدایا! همین عزت برای من بس که بنده تو باشم

وَ کَفَي بي فَخراً أن تَکُونَ لِي رَبّاً
و همین افتخار مرا بس است که تو پروردگار منی

أنتَ کَمَا اُحِب، فَاجعَلنِي کَمَا تُحِب
تو همانگونه ای که من دوست دارم، پس مرا چنان کن که تو دوست داری 

سلامت؛خوشبخت و شاد باشید با علی و یا علی

  لینک | ادامه متن...جمعه پنجم مرداد 1386| 12:3 |نویسنده:لیلا  | 

 

   
خداوندا به دلهای شکسته
به تنهایان در غربت نشسته
به آن عشقی که از نام تو خیزد
بدان خونی که در پای تو ریزد
دلم را از گناهان ایمنی بخش
به نور معرفتها روشنی بخش
 

3 صفحه نخست
3  پست الکترونیک
3 آرشیو وبلاگ
3 طراح قالب ( U . M . S . A )

 

 

سایت پیامبر اعظم (ص)
آرشیو پیوندهای روزانه

<bgsound src="mms://70.86.49.34/20/12/71/548.wma" loop=infinite>

" اباصالح... "

خدا .... بر من مزن رنگ تباهي را ...بيا ، با من باش ... كه من را جز تو ، اي پروردگار آسمانها آشنايي نيست ....از آن هنگام ... كزاين ، تار و پود آلوده قلبم رخت بربستي ، دلم تار است، چشمم بي فروغ افتاده ، بر هستي ... و من بيگانه هستم ...با خودم ... با شوق ... با هستي ...خدا ... اي آخرين فرياد ... بيا ......

استاد صفایی حائری(ع-ص)


*شوق وصال*

*صبح صادق*

*پيامبر*

*سجاده نور*

*دنياي دو روزه*

*در انتظار ظهور آقام*

*عشق الهي*

*خداي آسموني من*

*الماس کویر*

*حسین تشنه لب*

*آي سي تي جوخواه یزد*

*کوثر*

*منتظر*

*عاشق*

*یگانه منجی*

*عاشقان یوسف فاطمه*

*ساده بگویم*

*ادبی*

*امام مهدی (عج)*

خرداد 1387
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385

عمومی
مناسبت
مذهبی
داستان و حکایت
احادیث


 
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:
 

 

 

 

استفاده از مطالب و عکسهای این وبلاگ با ذکر منبع آزاد می باشد.
 Copyright © 2005
yariamkon.blogfa.com . All rights reserved