|
صبر خدا
عجب صبري است مر او را***به تشويقش بگو هورا
که گر من جاي او بودم***خلايق جمله مي سودم
ز شر و فتنه عالم***که بر مي گردد از آدم
فتن از ريشه مي کندم***چهي در بيشه مي کندم بني آدم در آسايش ***نمايم چهره آرايش
يکايک ظلم و افسانه***زدايم من از اين خانه
خدا را بنده مي بايد***هر او را شرم و غم شايد
الهي بر حق خوبان***مرا کن جزو محبوبان
مکن از درگهت دورم***که من در تارکي کورم
شباهنگام د رصحرا***مکن اين بنده را تنها
مرا طوق گدائي ده***بمن از آنچه خواهي ده |


