تبليغاتX
خدایا یاریم کن...

بسم الله الرحمن الرحيم .... اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن .... صلواتك عليه وآله ... في هذه الساعه و في كل ساعه .... وليا و حافظا .... و قائدا و ناصرا .... و دليلا و عينا .... حتي تسكنه ارضك طوعا .... و تمتعه فيها طويلا.
   
     
 
بخوان ما را
منم پروردگارت
خالقت از  ذ ره اي نا چيز
صدايم كن مرا
آموزگار قادر خود را
قلم را، علم را، من هديه ات كردم
بخوان ما را
منم معشوق زيبايت
منم نزديك تر از توبه تو
اينك صدايم كن
رها كن غير ما را، سوي ما باز آِ
منم پرو د گار پاك بي همتا
منم زيبا، كه زيبا بنده ام را دوست ميدارم
تو بگشا گوش دل
 پرورد گارت با تو مي گويد
تو را در بيكران دنياي تنهايان 
رهايت من نخواهم كرد
بساط روزي خود را به من بسپار
رها كن غصه يك لقمه نان و آب فردا را
تو راه بندگي طي كن
عزيزا، من خدايي خوب مي دانم
تو دعوت كن مرا بر خود
به اشكي يا صدايي، ميهمانم كن
كه من چشمان اشك آلو ده ات را دوست ميدارم
طلب كن خالق خود را
بجو ما را     تو خواهي يافت
كه عاشق ميشوي بر ما
و عاشق مي شوم بر تو
كه وصل عاشق و معشوق هم
 آهسته مي گويم ، خدايي عالمي دارد
قسم بر عاشقان پاك باايمان
قسم بر اسب هاي خسته در ميدان
تو را در بهترين اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن
 تكيه كن  بر من
قسم بر روز، هنگامي كه عالم را بگيرد نور
قسم بر اختران روشن، اما د ور
رهايت من نخواهم كرد
بخوان ما را
كه مي گويد كه تو خواندن نمي داني؟
تو بگشا لب
تو غير از ما، خداي ديگري داري؟
رها كن غير ما را
آشتي كن با خداي خود
تو غير از ما چه مي جويي؟
تو با هر كس به جز با ما، چه مي گويي؟
و تو بي من چه داري؟هيچ!
بگو با من چه كم داري عزيزم، هيچ!!
هزاران كهكشان و كوه و دريا را 
و خورشيد و گياه و نور و هستي را
براي جلوه خود آفريدم من
ولي وقتي تو را من آفريدم
بر خودم احسنت مي گفتم
تويي ز يباتر از خورشيد زيبايم
تويي والاترين مهمان دنيايم
كه دنيا، چيزي چون تو را، كم داشت
تو اي محبوب تر مهمان دنيايم
نمي خواني چرا ما را؟؟
مگر آيِا كسي هم با خدايش قهر ميگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشكستي
 ببينم، من تو را از در گهم راندم؟
اگر در روزگار سختيت خواندي مرا
اما به روز شاديت، يك لحظه هم يادم نميكردي
به رويت بنده من، هيچ آوردم؟؟
كه مي ترساندت از من؟
رها كن آن خداي دور
آ‌ن نامهربان معبود
 آن مخلوق خود را
اين منم پرور دگار مهربانت، خالقت
اينك صدايم كن مرا،با قطره اشكي
به پيش آور دو دست خالي خود را
با زبان بسته ات كاري ندارم
ليك غوغاي دل بشكسته ات را من شنيدم
غريب اين زمين خاكيم
آيا عزيزم، حاجتي داري؟
تو اي از ما
كنون برگشته اي، اما
كلام آشتي را تو نميداني؟
 ببينم، چشم هاي خيست آيا ،گفته اي دارند؟
بخوان ما را
بگردان قبله ات را سوي ما
اينك وضويي كن
خجالت ميكشي از من
بگو، جز من، كس ديگر نمي فهمد
به نجوايي صدايم كن
بدان آغوش من باز است
براي درك آغوشم
شروع كن
يك قدم با تو
 تمام گامهاي مانده اش، با من
 
...
  لینک | ادامه متن...دوشنبه دهم دی 1386| 9:20 |نویسنده:لیلا  | 

 

   
خداوندا به دلهای شکسته
به تنهایان در غربت نشسته
به آن عشقی که از نام تو خیزد
بدان خونی که در پای تو ریزد
دلم را از گناهان ایمنی بخش
به نور معرفتها روشنی بخش
 

3 صفحه نخست
3  پست الکترونیک
3 آرشیو وبلاگ
3 طراح قالب ( U . M . S . A )

 

 

سایت پیامبر اعظم (ص)
آرشیو پیوندهای روزانه

<bgsound src="mms://70.86.49.34/20/12/71/548.wma" loop=infinite>

" اباصالح... "

خدا .... بر من مزن رنگ تباهي را ...بيا ، با من باش ... كه من را جز تو ، اي پروردگار آسمانها آشنايي نيست ....از آن هنگام ... كزاين ، تار و پود آلوده قلبم رخت بربستي ، دلم تار است، چشمم بي فروغ افتاده ، بر هستي ... و من بيگانه هستم ...با خودم ... با شوق ... با هستي ...خدا ... اي آخرين فرياد ... بيا ......

استاد صفایی حائری(ع-ص)


*شوق وصال*

*صبح صادق*

*پيامبر*

*سجاده نور*

*دنياي دو روزه*

*در انتظار ظهور آقام*

*عشق الهي*

*خداي آسموني من*

*الماس کویر*

*حسین تشنه لب*

*آي سي تي جوخواه یزد*

*کوثر*

*منتظر*

*عاشق*

*یگانه منجی*

*عاشقان یوسف فاطمه*

*ساده بگویم*

*ادبی*

*امام مهدی (عج)*

خرداد 1387
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385

عمومی
مناسبت
مذهبی
داستان و حکایت
احادیث


 
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:
 

 

 

 

استفاده از مطالب و عکسهای این وبلاگ با ذکر منبع آزاد می باشد.
 Copyright © 2005
yariamkon.blogfa.com . All rights reserved